تركهاي كره سنّي:
كره سنّي يا گيره سونلی از تركهاي اوغوز در آذر بايجان در شهر هاي اروميه –خوي و سلماس در غرب درياچه اروميه- و جمعیت کثیری در ترکیه - ساكن هستند.كره سني هاي آذر بايجان جنوبي از اطراف درياي سياه به اين منطقه مهاجرت كرده اند.تركمن هاي چپني مذهبشان جعفري نیست بلكه حنفي و شافعي مذهب هستند لهجه شان ما بين لهجه درياي سياه و تبريز مي باشد . شافعي مذهبان به دوازده امام و ماه محرم ارزش قائل هستند ولي مانند جعفري ها سينه نمي زنند و سياه نمي پوشند .
مذهب شافعي در آناطولي شرقي قسمتي از كرمانج ها و زازاها و در اربيل و درميان تركمن ها ي عراق-و همچنین در آذربایجان- ديده مي شود .اين مذهب ما بين عثماني سني و شيعه صفوي در ايران و تركيه ديده مي شود بارزاني ها و بختي نان ها نيز به مذهب شافعي مي باشند .از چپني هاي تركيه هنوز هم بعضي ها علوي مذهب هستند . در تركيه از معروف ترين نويسنده در باره اوغوز ها استاد محترم و روان شاد فاروق سومر است . كه اثر مهم در باره چپني هاي گيره سون بصورت طبيعي جاي گرفته.
علاوه بر وي علي چليك نيز در باره چپني هاي گيره سون تحقيقاتي كرده .در مورد قبايل عثماني جودت تركاي قبايل گيره سون ها را مورد توجه قرار مي دهد .تنها توجه به شهر گيره سون نيست بلكه هدف توجه به كره سني هاي آذز بايجان نيز مدّ نظر مي باشد .
از آداب کوره سونلیها بدین صورت است که هر كس از گيره سونلي ها اگر به روستاي خود بيايد ابتدا به گورستان مي رود و به مردگانش فاتحه مي خواند و مقداري -در روستای سیلاو- از خاك گورستان را به دهان مي گذارد تا يادي از گذشتگان خود كرده باشد . چنانكه ياد كردن از گذشتگان از فرهنگ اصيل ملت ترك بشمار مي آيد . اين فرهنگ به زمان گوي تركها نيز مي رسد . و گوي تركها براي پدر و مادرشان قربان ذبح مي كردند حالا هم در آنا طولي رسم است اگر كسي پدر يا مادرش در ماه قربان فوت كنند هر سال براي انها قرباني مي كنند و همچنين اگر كسي به خدمت سربازي برود و يا به تحصيلات عاليه برود اوّل به قبر بزرگانشان مي روند و به روح آنها فاتحه مي خواند . قره پاپاق ها نيز قبل از مسابقه و بعد از آن به زيارت قبر ها و زيارت بزرگان مي روند و اگر كسي از بزرگان فوت كند هر جمعه به زيارت قبر مي روند و روح مرده را شاد مي كنند اين باور آن هاست .
در شهرستان سلماس كره سني ها و ساير تركها بعد از فوت عزيزي يك گوسفند قرباني مي كنند جگر و كله آن را به گورستان مي برند و گوشتش را به فقرا مي دهند و خود از آن نمي خورند وبا اين عمل بلا را از خود دور مي كنند .
در آناطولي نيز يك رسمي است مي گويند ( قداني آلسون قدا بلاني سوسين) همچو فرهنگي است كه اين براي بلاي آينده و يا بلايي كه رد شده بخاطر اينكه از اينها دور باشد اين حرف را ميزنند و قرباني مي كنند و معمولا خود تركهاي آنا طولي از اين گوشت نمي خورند .
در منطقه گيره سون هنگام بردن عروس يك جوان مرغ تخمداري را بر مي دارد و از جلو عروس راه مي رود و همچنين از خانه عروس مرغ تخمداري را به خانه داماد هديه مي كنند اين به منزله بركت و صاحب اولاد زياد شدن است .
مرغ سياه در فرهنگ بيشتر تركها نشانه طبابت و يمن خوب براي بهبودي است .
در ميان كره سني ها اگر از آمدن مهمان خوشحال نباشند كفش هاي اورا گرد آلود مي كنند و حتي در حضور مهمان خانه را جارو مي كنند و كفشهاي اورا جفت نمي كنند .
نمك در فرهنگ ترك ها با ارزش است و آن را مانند نان با احترام مي نگرند و در روستا و خانه بوسيله نمك از مهمان استقبال مي كنند و به نمك قسم مي خورند و اگر با كسي در يك سفره نان بخورند مي گويند با هم نان و نمك خورديم نبايد بهمديگر خيانت كرد . در قارا قال پاكستان و تاتارستان و باش كردستان از مهمانان در كوچه و خانه با نمك استقبال مي كنند.
دختران گيره سون به امام زاده ها مي روند و براي باز شدن بخت خود در امام زاده ها مي گويند.:امام زاده داغلاري يشيلدي ياپراغلاري الله مرادم ورسن ديرلر
اواسط ماهي كه مي آيد در آناطولي و مزوپوتا(اربيل –كركوك) و نخجوان و داغستان چهارمي(دورتليغي)خوانده مي شود و عقيده دارند كه پير ها و مردان بزرگ اسم خود را به كوه ها مي دهند و حتي عقيده دارند كه امام زاده هم اسم خود را به كوه ها داده است.
در سلماس ترك ها به كسي كه بديگري نظر كرده تكه اي از كفش اورا با اسپند مي سوزانند و دود آن را به نظر دهنده مي دهند با اين باور كه بلا از او رد مي شود . در آنا طولي به كسي اگر نظر شود تكه اي از پارچه نظر دهنده را مي سوزانند و دودش را به كسي كه نظر شده مي دهند و با اين بلا از او رد مي شود اين اعتقاد در ميان گيره سون هاي تركيه نيز ديده مي شود .
در ميان كره سني ها براي محفوظ داشتن بچه ها از چشم بد مي گويند (قويون گوز –آدام گوز- پيشيك گوز –ايت گوز -)چاتلاسين پاتلاسين و با اين وسيله مي خواهند بلا را از بچه دور كنند و اين اعتقاد تنها براي انسان ها نيست بلكه در مورد تمام حيوانات جاندار نيز صدق مي كند و همچنين اگر بچه اي بدنيا بيايد تا چهل روز اورا بيرون نمي برند و اگر كسي كه به خا نه آنها بيايد بايد خبر دهد تا بچه را از خانه بيرون بياورند تا مهمان وارد گردد سپس بچه را وارد مي كنند و اين اعتقاد بخاطر آن است كه سنگيني آن فرد بر بچه نيفتد و در آناطولي اگر چهل روز بچه حيواني با چهل بچه انسان تداخل كند اسم آن بچه حيوان را با شمارش تك تك مي شمارند در ميان تركهاي كره سون در باره چشم آبي مثلي است مي گويند چشم رنگين (آلا)را سگ نيز مي تواند بزايد و گرگ نيز مي تواند بزايد شرط آنست كه چشم سبز بدنيا بياورد و مي گويند چشم الوان را همه حيوانات مي توانند بزايند شرط آنست كه (ماوي- يشيل)بياورد . چشم آبي نادر مي شود و ماوي در ميان ترك هاي آنا طولي خوب است به چشم آبي نظر زده نمي شود ولي نظر چشم آبي زود تر به ديگري مي رسد .در ميان دنبلي ها –آفشار ها –بايات ها و كره سنلي ها شب اوّل چلّه را مهم مي گيرند مي گويند طولاني ترين شب سال است در اين شب ميوه شيريني و تخمه مي خورند و چهل روز اوّل زمستان را چله بزرگ و بيست روز دوم را چله كوچك و اسفند ماه را ماه عيد(بايرام آيي) مي گويند در شب چله انواع و اقسام ميوه ها و تخمه ها را آماده مي كنند و حتما بايد هندوانه داشته باشند كه (چلّه قارپوزي)مي گويند و هندوانه عروس سفره ناميده مي شود .
در چله به نامزد ها از طرف خانواده داماد انواع و اقسام اشيا و ميوه و تخمه و هداياي ديگر برده مي شود و معمولا به هفت سيني در هر يكي يك نوع هديه گذاشته مي شود ودر خانه عروس از آن ها استقبال مي شود و جشن و شادي بر پا مي كنند و به آورندگان هدايا از اطرف خانواده عروس هديه از قبيل:جوراب پشم و يا ساير چيز ها داده مي شود و آن هارا مهمان مي كنند حتي پسر ها به دوست دختر هايشان نيز در چله هديه مي دهند معمولا چله را به خانواده ها تقسيم مي كنند هر روزي را در خانه يكي از روستا ئيان مهمان مي شود اگر روزي سرد شود آن سردي را از يمن ان خانه مي دانند و مي گويند فلاني روي شوم دارد ولي اگر هواي خوبي داشته باشد صاحب خانه فخر ميكند كه امروز نوبت ماست كه هوا خوب است .
در ازبكستان نيز در چله از طرف خانواده دختر به خانه داماد 9 نوع خوردني برده مي شود و دوستان داماد به ان ها هديه مي دهند .
در ميان كره سني هاي خوي و سلماس نيز رسم است مراسم (كوسه)برگذار مي شود كوسه يك چوپاني است كه خنجر تخته اي به به پشت خود مي بندد و انواع اقسام اشيا به چوب بزرگش مي بندد و از خانواده ها هديه مي گيرد بدين وسيله خانه نشيني در شب هاي زمستان شروع مي شود در قبال هدايا كوسه به صاحب خانه ها دعا مي كند و اگر كسي هديه ندهد به خدا دعا مي كند در اين مراسم مردم زن كوسه را مي زنند و چوپان يعنيي كوسه سعي مي كند جاي زنش را كسي نداندو ان ها را با چوب خود مي زند . مراسم كوسه در داغستان و بورچالو ونخجوان و اربيل نيز ديده مي شود همچنين در بالكان ها نيز اي مراسم كم و زياد ديده مي شود .در آنا طولي هم مراسمي شبيه كوسه با تئا تر هاي مختلف با عنوان حاجي وات مشاهده مي شود . در ميان كره سني هاي دنبلي آوشار و بايات يك بچه اي را براي آوردن آب مي فرستند آن بچه بدون حرف زدن مي رود آب مي آورد و يك زن مسن آب را در ظرفي مي ريزد و ديگران ترانه مي خوانند :
الينده بايدا گلين دوروب دي چايدا گلين تانري مرادين ورسين آچيلان آيدا گلين
در اين مراسم زن مسن از جوانان اشياي ريز و دگمه را به آب مي ريزد در حال ترانه خواندن از آب در مي آورند و اشعار خوانده شده به نام فال صاحب اشيا خوانده مي شود اين نوع عادات در ميان بالكان ها و آنا طولي –قافقاز ها- و خاور ميانه مشاهده مي شود و اين نوع فرهنگ در ميان اكثريت تركها كم و زياد ديده مي شود .
در باره چله و نوروز عبدالخالق چاي مطالبي ايراد كرده : از جمله در كره سني هاي سلماس گندم بو كرده (قاورقا)درست مي كنند و آن را در اطراف بام خانه پخش مي كنند و عقيده دارند اين گندم سمبل بركت براي سال آينده است همچنين در چهار شنبه آخر سال خورشيدي از سوراخ بام (پاجه )
دستمال شال آويزان مي كنند و صاحب خانه برايشان قاورقا سيب پول و غيره مي بندند و در روز عروسي داماد از پشت بام سيب به طرف عروس پرت ميكندو كشمش وبعضي از خوردني هاي ديگر بر سر عروس مي ريزن/ در عقيده كره سني هاي آذر بايجان جنوبي روز خدر نبي 45 روز بعد از چله بزرگ است در اين روز خدر يا خذز نبي سوار بر اسب مي آيد
هر كسي اگر در مصيبت باشد او را نجات مي دهد و خير و بركت مي آورد اين عقيده در ميان همه ترك ها از جمله در گيره سون مشاهده مي شود در آنا طولي عقيده دارند كه خدر هر روزي مي تواند بيايد به هر شكلي ممكن است بيايد هر كسي اگر بيايد خدر حساب كن هر شب را روز آمدن خدر در نظر بگيراين عقيده را احمد ياشار اجاق نيز به نوعي ذكر كرده ادر ميان تركهاي قزاق اول سال را (اولوس گونو) مي گويند و جمعا اين مراسم را ما در گورت بايرامي در انجا بوديم و در كا كا اوزلي در موزه مواردي در باره مطالب ياد شده متوجه شديم
ششم مايس (ماه می) در آناطولي و آذر بايجان و همه تركها يك روز مهم و عيد بشمار مي آيد در اين روز همه خانه ها را تمييز مي كنند و در اين روز كار نمي كنند چيزي نمي دزدند در اين روز در بلغارستان نيز از كوه هيزم بخانه نمي آورند و براي مراقبت از مار كارهاي مخصوصي انجام مي دهند در بلغارستان عيد مايس(هيدرللز)غذا هاي مخصوصي پخته مي شود از قبيل:گوجه آشي-اوت بيدسيو در اين عيد روغن سرخ كرده مي كنند تا بويش پراكنده شود در آذر بايجان و آنا طولي نيز اين مراسم به شكل هاي مختلف مشاهده مي شود در اين روز خير هم مي دهند براي مرده هاي خود تا روح آن ها را شاد كنند درميان تركهاي آنا طولي روز هاي جمعه و ديگر روز هاي كانديل خير مي دهند و عقيده دارند اگر زود زود بخوابند ان ها را خواهند ديد و عقيده دارند فرد تازه مرده در چهلم اول به خانه خود مي ايد در اين روز ها حلوا درست مي كنند و به هفت همسايه آن را مي دهند و به روح مرده فاتحه مي خوانند .
در آنا طولي شرقي :وارتو-كارليووا- ترجان- بين گول- ارزينجان- هينيس- آس كاله – كيغي-پولومور-مازگيرت-نازيميه-از هفته آخر اجاق تا هفته اوّل شوبات را هفته خذ ر مي نامند و محترم مي شمارند . به عقيده آن ها خذر هر روز و هر ساعت سوار اسب خود مي شود و به داد داد خواهان و مظلومان مي رسد و در هفته خذر از روز سه شنبه بمدت سه روز روزه مي گيرند و در روز آخر روزه خانه را تمييز مي كنند و وضو مي گيرند و غذاي پخته را به همسايگان مي دهند معمولا به گورستان ها و قبر شهدا و ساير جاهاي مقدس مي روند و آنجا منتظر كمك از خذر مي نشينند و به خانه ها نيز سر مي زنند به بچه ها لقمه خذر مي دهند .
نزديكي هاي افطار قربان هايي سر بريده مي شود و مردم روستا به جاهاي قرباني دعوت مي شوند و قربان به فقرا داده مي شود علاوه بر آن در روز هاي جمعه نيز مراسم مخصوصي بر گزار مي شود ودر تاريكي خانه شمع مي گذارند و ريش سفيد ها در باره اسب خذر و چگونگي امدادش صحبت مي كنند در اين مناطق خذر هر قبيله مشخص است .
در ميان علويان ترك هفده مارت را عيد مي گيرند در آن روز تمام جانداران و غير جانداران براي حدا سجده مي كنند درآن روز روزي مقدس هر كس معيين مي شود و رئيس اجاق سنگ هاي كوچكي را در بيرون پنجره قرار مي دهد هر سنگ صاحبش يك نفر است فرداي آن روز اگر زير هر كدام (قزل بوجك) پيدا شود روزي اجاق از روي آن فرد داده مي شود در اين روز لباس هاي شيك و تازه پوشيده مي شود . غذاهاي خوب مي پزند وبه زيارت همديگر مي روند و اكراميه نيز داده مي شود و بعد به مرده ها فاتحه خوانده مي شود .
در ميان تركهاي علوي اول بهار به گورستان مي روند و قبر ها را تعمير مي كنند و در آنجا غذا مي خورند و لباسهاي شيك مي پوشند سپس در انجا قرآن مي خوانند براي مرده هاي خود . در آذر بايجان شمالي –جنوبي- آنا طولي- قفقاز ها- بالكانها و خاور ميانه يك فرهنگ مشترك مشاهده مي شود.
خواننده محترم مطالبی که خواندیداز کتاب چپنی نوشته آقای کالافات در ترکیه و به زبان ترکی استانبولی میباشد که با اندکی اصلاح توسط آقای حیدر سعیدی و بنده به فارسی برگردانده شده است.
لازم به ذکر است که این تحقیقات توسط دکتر ملک زاده دیلمقانی انجام شده که در کتاب مذبور در پاورقی اسمشان آورده شده ولی ما بر این باوریم که صرفنظر از مطالب دیگر کتاب حداقل تمام مطالب مربوط به کوره سونلیهااز آن دکتر ملک زاده میباشد
با تشکر
فیروز سعیدی