علّت مهاجرت کره سنّی ها در سال 1301
 

در سالهای 1300 و 1301 که آذربایجان جنوبی در زیر آماج شورشها و جنگها بود. ارمنیها وکردهاودولت ایران و دولت عثمانی همه تقریبا در این سالها بود که به جنگ با یکدیگر پرداختندبرای همین طبیعی هست که کوره سونلیها هم برای دفاع از مال و جان و ناموس خود مسلح شده باشند و سیاست مربوط به زمان و حال خودشانرا پیش ببرند. پس از جنگ کردها با ارامنه و قتل مارمیشو توسط آنها و بعدها جنگ دولت با اسمائیل سمیتگو نامه ای از طرف فرماندهان دولت به ریش سفیدان کره سنی نوشته می شود  و از آنها نیز می خواهند که اسلحه خود را تسلیم نمایند وخودرا برای اطاعت از دولت برپاشده آماده نمایند که این نامه توسط سید حسن سلماسی به آنها فرستاده می شود .شب 25 برج اسد قسمتی از اردوی دولت در دیلمقان توقف کرده  و روز 25 اسد ساعت یازده صبح از راه مغانجوق بطرف سیلاب حرکت می نمایند . شب 26 برج اسد قوای دولت در اطراف سیلاب اقامت می کنند(در روستای سیلاب  آب یافت نمی شد و از قرار معلوم  اراضی آنجا بوسیله نهری مشروب می شد )..

روز 26 برج اسد ساعت هفت صبح قوای دولتی بطرف روستای راویان که بمسافت چهار ورست(هر ورست 1067متر) در شمالغربی سیلاب واقع است حرکت می کند  ودر آنجا سید میر حسین به قوای دولت ملحق شده اطّلاع می دهد که کره سنّی ها دعوت دولت را به تسلیم قبول نکرده  و بطرف خاک عثمانی کوچ می کنند .
 و دهات کره سنی  از قبیل : شکر یازی ،کانیان،ریک آباد، سرای ملک ،وردان ، شوریک ،سیلاب ، چیچک و اوربان همه خالی از سکنه می شوند و محصول آنها درو کرده یا نکرده بر زمین می مانند . ساعت نه صبح  روز 26 برج اسد از اوربان  برای تعاقب فراریان کره سنی قوای دولت حرکت می کند . خط سیر کوره راهی بود که تقریبا پنج ورست بطرف غربی امتداد یافته  و از آنجا تقریبا شش ورست در امتداد دره قرا قایه چای از مشرق به مغرب امتداد می یابد در امتداد کوه قرا قایه عده ای از آنها دیده می شود که در قلل خیلی مر تفع نموده خط عقب نشینی  زن و بچّه  و احشام خود را حفظ می کردند .آنها برای اینکه نوامیس شان در خطر بود مقاومت خیلی سخت نموده و قوای دولتی تپه هارا یکی بعد از دیگری عقب نشینی می کنند و در این حمله دو نفر از مقتولین آن ها در جا می ماند و بقیه را با خود می برند .
شب 27 برج اسد ساعت سه بعد از نصف شب قوای دولتی به تعاقب آنها که با مال و حشم از طرف دره راویان به استقامت گردنه کشکول  و سر حدّ عثمانی حرکت می نمایند .
در این هنگام جنگی ما بین آنها و قوای دولتی در می گیرد و تا ساعت دو بعد از ظهر دوام می یابد در این هنگام معلوم می شود که پیش قراولان قوای دولتی  از سر حد تجاوز نموده تا نزدیکی هیراتووالازی رفته اند لهذا دستور می شود که قوای دولتی با غنائم و اسرائی که تا آن ساعت بدست آورده اند باز گشت نمایند  .در نتیجه قریب 2500 راس گوسفند  و گاو  و بز  وگاو میش و الاغ از مال کسانیکه جلای وطن نموده  و بخاک عثمانی پناهنده شده اند دولت به غنیمت می گیرد .
بعلاوه محمد قسیم افندی(در شکریازی فوت کرده و در آنجا دفن شده است) و محمد صادق  و محمد پارسا که از علمای کره سنی آن ناحیه بودند با قریب یکصدو پنجاه نفر مرد و زن و بچّه اسیر می شوند .
محمد قسیم افندی را با احترام پذیرائی نموده و بعد مرخص می نمایند تا از اتباع و مرید های خود هر کس را بتواند اطمینان داده و بخاک ایران معاودت دهد .سایرین را هم از قرار هر نفری پنج قران داده مرخص می کنند و محمد صادق و محمد پارسا را به خوی می برند که عجالتا وثیقه عملیات محمد قسیم افندی باشند.

با تشکر از حیدر سعیدی

 برگرفته از کتاب نبرد شکریازی و ساری داش