این قسمت از وبلاگ Qarabagبرداشته شده است
دوست عزیز بنده خیلی وقت پیش به این نتیجه رسیده ام که زبانهای مختلف چه جایگاهی را در بین انسانها دارند و درست بدان خاطر است که امروز برای اعتلای زبان مادری خود می کوشم و این حق را به همه انسانها می دهم که در راه رشد و اعتلای زبان مادری خود بکوشند. ولی این موضوع با مقوله های دیگری به مانند رشد و اعتلای زبان دینی انسانها یا زبان اسپرانتوی بین ملل (قومیتها) متفاوت است. بنده چنانچه قبلاً نیز اعلام کرده بودم باز می گویم که هیچ مخالفتی با زبان دین خود و یا زبان اسپرانتوی کشور ندارم بلکه نمی خواهم این زبانها جای زبان مادری من را بگیرند بنده آنها را به شرط اینکه در کنار زبان مادری من باشند قبول دارم نه در حالت غالبیت و تحمیل.
دوست عزیز در مورد عامل مذهب در تعریف
ملیت ، طبق داده های قبلی باز می گویم که هر چقدر در تعریف ملیت به پیش می رویم به
زیر شاخه ها بر می خوریم و این هیچ منافاتی با تعریف و دیگر شاخه ها ندارد. برای
درک بهتر موضوع مثالی را می آوریم. مردمان کشور مغولستان و ایالت مغولستان داخلی
چین به زبان مغولی تکلم می کنند این زبان از زبانهای خانواده زبانهای تورکی محسوب
می گردد. آیا یک مغول با زبان تورکی مغولی را می توان با یک آذربایجانی با زبان
تورکی آذری در یک ملیت قرار داد؟ پس مشاهده می فرمایید که صرف تکیه بر زبان نمی
تواند در تعیین ملیت صحیح باشد. یا یک تورک مسیحی را که در مجارستان زندگی می کند و
از تورکهای هون است را می توان با یک آذربایجانی مسلمان در یک ملیت قرار داد؟
دوست عزیز مشکل از آنجا است که شما در نقد تعریف ارائه شده بنده ، با تقسیم بندی
مسلمانان به شیعه و سنی و احتساب هر یک از این زیرشاخه های اسلام به عنوان یک دین ،
در نفی تعریف برآمده اید. دوست عزیز یک آذربایجانی تورک چه شیعه باشد چه سنی ، در
قالب ملیت تورک آذربایجانی قرار می گیرد و این مذاهب هستند که تقسیم بندی های بعدی
را پیش می کشند. برای مثال چون در آذربایجان ایران اکثر تورکها دارای مذهب شیعه
هستند وقتی به تورکهای آذربایجانی سنی مذهب که در اقلیت هستند می رسیم علاوه بر
اطلاق تورک آذربایجانی در مورد آنها یک عنوان دیگر را هم نصیب آنها می کنیم مثلاً
تورکهای ساکن روستای قولنجو از روستاهای اورمیه که از سنی ها هستند به
کوره سوننی ها یا اوغوزهای چپنی مشهور هستند که این
تقسیم بندی زیر شاخه ای از تورک های آذربایجانی است. این تقسیم بندی در مورد شیعه
ها هم رخ می دهد مثلاً علی اللهی ها که تورک آذربایجانی هستند از مذهب تشیع امامیه
پیروی نمی کنند بلکه مذهب آنها جزو مذاهب غلات شیعه است ولی این باعث نمی گردد که
آنها از دایره تورک آذربایجانی بودن خارج گردند بلکه وارد یک دایره اختصاصی تری نیز
می گردند. همانگونه که مذهب تسنن در میان آذربایجانیان رل اقلیت را بازی می کند و
وارد دسته بندی های جزئی تر می گردد مذهب تشیع نیز در میان بلوچها رل اقلیت را بازی
می کند و وارد دسته بندی های جزئی تر و بعدی می گردد. در مورد سایر ملیتها
(قومیتها) نیز چنین است.