يادمان زلزله 17 ارديبهشت 1309 سلماس

 

 

دكتر توحيد ملك زاده ديلمقاني- دكتر وحيد آخرت دوست

دانشگاه آزاد اسلامي واحد سلماس

 

 

 

1930م ( 6 مه )( سلماس ): روزسه‌شنبه 16 ارديبهشت 1309 هـ .ش.

زلزله‌اي كه بزرگي‌آنرا 5/5 = M درجه برآورد كرده‌اند سلماس را در ساعت 10 صبح تكان داده و باعث خرابي چند دكان و خانه شده تقريباً پانزده نفر تلف شدند و قسمتي از اهالي شهر را تخليه كردند . روستاهاي هفتوان ، كوچه ميش ، و كلشان تخريب شدند در هفتوان ، چند خان به كلي فرو ريخته و يك زن با يك كودك زير آوار ماندند در كوچه‌ميش و كلشان تقريباً تمام خانه ها تخريب و در هر كدام يك نفر كشته شدند. در روستاهاي ديگر سلماس آسيب ها كمتر بود مثلاً در كهنه شهر ، پته وئر (Pata ver ) سارنا ، پيه جوك (Payajuk )چند خانه فرو ريخت و بيشتر آنها ترك خوردند در ديگر روستاها نظير ملحم ، اؤله ، خسروا ، ديريش و مغانجوق بيشتر خانه ها ترك خوردند . كمي دورتر از رو مركز زلزله كه آن را بربريان (1977) و بولتن مؤسسه ژئو فيزيك 15/38 درجه شمالي و 75/44 درجه شرقي (منطقه تمر ، شورگل ) برآورد كرده اند. در روستاهاي حبشي ، اختاخانا ، يوشانلو ، عيان ،و سنجي  تنها چند ديوار ترك خوردند . اين زلزله كه در حقيقت پيش زلزلة اصلي زلزله مهيب سلماس بود اين اثر را داشت تا به مردم سلماس و روستاهاي اطراف هشدار ترك خانه ها را بدهد و بدينسان جان خود را از زلزله هاي احتمالي نجات دهند در اين ميان نقش فرمانده سربازخانه سلماس چشمگير بود .فرمانده پادگان سلماس ضمن هشدار به مردم سلماس ار بابت نخوابيدن در زير  سقف سنگين خانه ها تمام سربازان پادگان سلماس را به حالت آماده باش در خارج پادگان نگه داشته بود كه آمادگي و كمك اين سربازان در فرداي آن زلزله تحسين برانگيز بود . اين زلزله در بولتن مهم زلزله نگاري جهان درساعت هفت و سه دقيقه و بيست و دو ثانيه به وقت جهاني و حدود ساعت ده صبح به وقت محلي ثبت شده است. پانزده ساعت بعد در نيمه شب همان روز زلزله‌اي باقدرت خيلي بيشتر از اثر اين زلزله ، سلماس را بكلي تخريب كرد.

1930 م (7مه)(سلماس): اين زلزله كه بزرگي آنرا بربريان (1974) 4/7 =M و مؤسسه ژئو فيزيك 2/7= M  برآورد كرده است يكي از مخربترين زلزله هاي آذربايجان و شايد منطقة خاورميانه مي باشد بطوريكه سال 1930 م در تاريخ زلزله شناسي بنام زلزله 1930 سلماس ثبت شده است . پانزده ساعت پس از پيش لرزه سلماس در نيمه شب سه شنبه يا در حقيقت بامداد روز چهارشنبه 17 ارديبهشت زلزله اصلي در آن واحد موجب تخريب كامل ديلمقان dilmgan و حدود شصت روستا در دشت سلماس و منطق حاشيه آن شد . دامنة آسيبها از دشت سلماس به دهستان قطور و مسير علياي زاب در تركيه كشيده شده بود و موجب كشته شدن 2500 تا 4000 نفر در سلماس شد .

اطلاعات دقيق از شمار كشته ها و تخريب روستاها بدين قرار است :

قلعه سر (79 خانه، دو كشته)

هفتوان (540 خانه، چهار كشته )

خسروآ (280 خانواده ، سي و چهار كشته ، 150 گاو تلف )

ملحم (330 خانواده ، چهل و هشت كشته ، 264 گاو تلف )

پته وئر (114 خانواده ، يازده كشته )

پيه جوك (130 خانواده ، سه كشته )

ساورا ( 626 خانواده ، يكصدو پنجاه و يك كشته ، هزار گوسفند و يكصد و پنجاه گاو تلف)

آختاخانا ( تخريب كامل با چهار كشته )

علي بولاغي(تخريب كامل، بدون كشته )

آق برزه ( پنجاه درصد تخريب ، يك كشته )

آق زيارت ( 110 خانواده ، ده درصد تخريب ، بدون كشته )

آشناك ( 120 خانواده ، تخريب كامل ، بيست و هفت كشته )

اصلانيك (110 خانواده ، تخريب با بيست ويك كشته )

عيان(270 خانواده ، پنجاه درصد تخريب با دوازده كشته )

بلقه زان ( 50 خانواده، ده درصد تخريب بدون كشته )

برديان ( با اندكي تخريب )

بوروشقالان (40 خانواده ، تخريب با چهار كشته )

بوستاك آوار ( بدون تخريب )

چارستون ( 200خانواده ، شش درصد تخريب بدون كشته )

چهريق (120 خانواده ، هفتاد و پنچ درصد تخريب با چهار كشته )

چيچك (270 خانواده ، پنجاه درصد تخريب با پانزده كشته )

دئريك (180 خانواده ، كلاً تخريب با بيست و پنج كشته )

ديلمقان ( 18 هزار خانواده ، تماماً تخريب با يكهزار و صد كشته )

ديريش ( 390 خانواده ، با دو كشته )

گبرآوا(140 خانواده، تخريب جزئي بدون كشته )

قره باغ ( 2400خانواده ، سي درصد تخريب سه نفر كشته )

قره قشلاق ( 1650 خانواده ، تخريب جزئي بدون تلفات )

قيزيل جا (420 خانواده ، تخريب با سه كشته )

قيزيل كندي ( 40 خانواده ، پنجاه درصد تخريب با يك كشته )

گوبه ( 120 خانواده ، بيست و پنج درصد تخريب بدون كشته )

قولان ( 90 خانواده ، بعضي خانه ها خراب بدون كشته )

گوزيك ( تماماً تخريب)

حاجي عفان (90 خانواده بدون تخريب )

خانيك ( تخريب كامل با دو كشته )

هوده ر(360 خانواده ، تماماً تخريب بدون كشته )

كهريز ( 50 خانواده ، تخريب با يك كشته )

كانيان ( 600 خانواده ، تخريب جزئي بدون كشته )

خان تختي (180 خانواده ، تخريب بدون كشته )

كوزه رش ( تخريب كامل با سي وپنج كشته )

كهنه شهر ( 2290 خانواده ، تخريب كامل با سيصد و هفتاد كشته )

مين گؤل (120خانواده، پنج درصد تخريب با دو كشته )

نظرآوا ( 130 خانواده ، تماماً تخريب با سي كشته )

سيلاب (600 خانواده ، تخريب جزئي با يك كشته)

سارمان آوا ( 170 خانواده ، قسمتي خراب با هشت كشته )

سنجي (120 خانواده ، تماماً تخريب با بيست و يك كشته )

شورگؤل(330 خانواده ، سي درصد تخريب بدون كشته )

صوفي آباد( 60خانواده ، تخريب با يازده كشته )

اوله ( 1200 خانواده ، تماماً تخريب با دوازده كشته )

وردان ( 480 خانواده ، تخريب با بيست و پنج كشته )

ينگي جي ( 110 خانواده ، تماماً تخريب با هيجده كشته )

زين دشت (تقريباً تخريب)

گولادر ( 30خانواده، تخريب كامل با شش كشته )

گول اوزان ( تماماً‌تخريب )

حبشي ( 690 خانواده ، تخريب با دو كشته )

هبلران ( 90 خانواده ، تخريب با سي و پنج كشته )

حمزه كندي (330 خانواده، تخريب كامل با شانزده كشته )

حق وئران ( تخريب كامل )

ايستي سو ( تخريب جزئي بدون كشته )

كل آشان (180 خانواده ، تخريب با نوزده كشته )

كشكاويچ (120 خانواده، با پانزده درصد تخريب ، دو كشته )

خورخورا (40 خانواده ، تخريب با دو كشته )

لشكيران ( 120 خانواده ، تخريب بدون كشته )

ممقان ( 600 خانواده ، تخريب با هفتاد و پنج كشته )

مغانجوق (1800 خانواده ، تماماً تخريب با هفتاد و پنج كشته )

صدقيان ( 1050 خانواده تماماً تخريب با شصت كشته )

سراي ملك (960 خانواده تماماً تخريب با هشتاد ودو كشته)

سارنا (180 خانواده، تخريب با هيجده كشته )

شيدان (90 خانواده ، تماماً تخريب با بيست و يك كشته )

سلطان احمد (1200 خانواده ، بيست درصد تخريب بدون كشته )

تمر ( 660 خانواده ، تماماً تخريب با پنجاه ودو كشته )

اوربان (390 خانواده ، تقريباً تخريب بدون كشته )

يوشانلو ( 420 خانواده ، تخريب بدون كشته )

زئوه جيك (240 خانواده ، تخريب با ده كشته )

زولا ( 70 خانواده ، تخريب با سه كشته )

 

پس از زلزله وحشتناك يك عده تقريباً سيصد نفري كه در زير آوارهاي شهر مانده بودند در نتيجه مجاهدت سربازان پادگان سلماس از زير خاك بيرون آورده شده و در مريضخانه هاي موقت ارتش ك به وسيله چادرهايي تهيه شده بود تحت معالجه قرارگرفتند. نان و غذا به وسيله اتومبيل هاي امداد از نقاط ديگر آذربايجان به سلماس حمل و وسايل آسودگي اهالي و مجروحين كاملاً فراهم شد . منصور والي وقت آذربايجان و سرتيپ حسن خان مقدم ( ظفرالدوله ) فرمانده لشكر شمالغرب و چند نفر از رؤسا براي بازديد نقاط زلزله زده از تبريز وارد سلماس شدند و وجوه زيادي از طرف دولت و شيرو خورشيد سرخ (هلال‌احمر فعلي ) بين زلزله زدگان تقسيم گرديد . در اورميه نيز پس از دريافت خبر زلزله در سلماس و تخريب كامل سلماس فوراً هيئت مؤسسه شيرو خورشيدسرخ (سابق ) اورميه تشكيل و موضوع كمك و مساعده به زلزله زدگان سلماس مطرح و بلا فاصله آقاي حاج امير نظمي افشار از اعضاءپيشقدم در امور خيريه و عضو جمعيت مزبور با آقاي دكتر علي احمد خان مقاديري دارو و ساير مايحتاج لازم را برداشته براي معاينه و معالجه مجروحين به سلماس عزيمت كردند . دكتر امير اعلم رئيس جمعيت شيرو خورشيد سرخ ( سابق) مركز و پزشك مخصوص دربار به اورميه رفته و از آنجا وارد سلماس شده و همراه با دو پزشك همراهي به معالجه مردم پرداختند. دكتر حسينقلي صفي زاده فارغ‌التحصيل پزشكي از روسيه كه اصلاً از اهالي قره‌باغ آذربايجان بوده و در اثر حمله ارامنه به قريه عربلر ماكو آمده اود ( 1297 ش ) و در سال 1302 شمسي با درجه سرگردي در خدمت ارتش بود، در آن زلزله وحشتناك به معالجه زلزله زدگان پرداخت. نجات يافتگان بعدها شرح مي دادند كه دكتر بي آنكه وقت استراحت داشته باشد خوراك خود را در دستمالي مي پيچيد و روزها پي در پي مشغول معالجه زخمي ها مي شد. اتفاقاً روزي پس از سه روز بي خوابي در اتاق پشت ميزش به خواب مي رود و در همان حال خواب ،‌ زلزله ديگري رخ مي دهد و ديوارهاي اتاق فرو ريخته و دكتر زير سقف مي ماند. او را پس از هشت ساعت زنده ولي مجروح از زير خاك در مي آورند.

جهانگردي به نام « اوون تويدي » كه در آن زمان در تبريز به سر مي برد اوضاع تبريز را در سفرنامه خود شرح مي دهد:« از مدت اقامتمان در تبريز خاطره هاي بزرگ ولي غيره منتظره و ناخوشايند هم داريم و آن اين است كه يكروز داشتيم با كنسول انگليس و خانمش ـ كه به علت ميهمان نوازي هاي آنان در سراسر اقامتمان در آن شهر به ما بسيار خوش گذشت ـ‌ ناهار مي خورديم. درست هنگامي كه به خوردن ولووانت نوعي پيش غذا مشغول شديم ناگهان شهر با يك زلزلة شديد تكان خوردكه بيش از يك دقيقه طول نكشيد و بسيار هراس انگيز بود. همه يكباره از روي صندلي هايمان جستيم كه به بيرون فرار كنيم ولي براي مدت شايد ده ثانيه پنجره اي كه رو به باغ بود بسته شد و هركاري كرديم نتوانستيم آنرا باز كنيم و من در آن لحظه نوميدانه با تمام وجودم هراس را حس كردم ، ساختمان كنسولگري مي جنبيد و اينسو و آنسو مي‌رفت و من مانند عكس هايي كه به ديوار آويزان بودند ، خالي بودن زير پايمان را احساس مي كردم. شايد بيش از يك ربع ساعت نشد كه دوباره خوردن ناهار را از سر گرفتيم و من براي نخستين بار حس كردن كه غذاي به آن خوبي ، ديگر در دهانم مزه ندارد. هنگامي كه دوباره از هيجان اين پيشامد در گفتگو بوديم ، خبر رسيد كه زلزله باعث ويراني يكي از كوچه هاي داخلي بازار شده و هشت تن زير آوار مانده كشته شده‌اند ». در تبريز اكثر سيمهاي  برق قطع و آب حوض هاجهيد. در بندر شرفخانه نيز موجهاي مهيب درياچه اورميه باعث صدمه به كشتي ها و ادارة كشتيراني شد و روز چهار شنبه گروهي از مردم وحشت زده سلماس براي اطلاع دادن اين واقعه به تبريز و كمك خواستن از مقامات با پاي پياده و دوان دوان از كرانة درياچة اورميه خود را به شرفخانه رسانه بودند. چون همة سيمهاي تلفن و تلگراف سلماس و تبريز قطع شده بودند.

پس از زلزله در 10 كيلومتري شمال گسل سلماس يك چشمة آب گاز دار هيجده درجه بوجود آمد كه در سلماس زلزله بولاغي (چشمه زلزله) ناميده شد. اين چشمه بعدها پس از زلزله ها مخصوصاً زلزله 22 ژوئن 1973 سلماس رنگ گل به خود گرفت. درنتيجه اين زلزله سطح ايستايي منطقه موقتاً بالارفته م مناطق پست را آب فرا گرفت اما به زودي به سطح پيشين خود فرونشست. آب درياچه كه خيلي پايين رفته بود به تدريج بالا آمد و زمين لغزشهاي متعدد در درة سلماس و در شيبهاي لشكران و ساير مناطق رخ داد كه ريزش تپه هاي باستاني هفتوان‌تپه و ديريش‌تپه قابل ملاحظه بود. امبرسيز(1982)شعاع تخريب زلزله را 23كيلومتر و شعاع احساس را 350 كيلومتر برآورد كرده است يعني زلزله در بغداد و تفليس احساس شده است.

اين زلزله با گسلشي همراه بود كه هنوز هم قابل مشاهده است و مي توان آنرا بر روي زمين به گونه‌اي ناپيوسته در طول حدود 16 كيلو متر از شمالغرب شورگؤل ( shor gol ) تا همسايگي كهنه شهر دنبال كرد. در بيشتر مسير آن كه داراي گراي 300 درجه است مي توان درباره جهت جنبش واقعي گسل جنوب سلماس داوري كرد كه راستگرد است اما بجز در دو نقطه جابجايي افقي راستگرد يك و چهار متري قابل اندازه گيري است. مقدار جنبش را نمي توان تعيين كرد . بين شورگؤل و محل تقاطع گسلش با زولاچاي ، طرف شمال شرقي شكستگي گسله پايين افتاده است.مقدار جابجايي قائم متغير است و در برخي جاها افت ظاهري به 4 تا 6 متر مي رسد .اثر گسيختگي پس از كهنه شهر ديگر قابل مشاهده نيست با اين همه اطلاعات محلي دلالت بر آن دارد كه اين اثر در طول شش تا دوازده كيلومتر ديگر در همان راستا در طول كناره جنوب غرب دوشيون چاي ادامه داشته است.در شمالغرب دئريك ، شكستگي گسلة ديگري را در سنگ و آبرفت مي توان ديد در كه طول حدود سه كيلومتر با گراي 50 تا 60 درجه كشيده شده است و طرف غرب آن پايين افتاده است. رشتة پس لرزه ها در حدود سه ماه و نيم دنباله داشت و بزرگترين پس لرزه در 8 مه (18 ارديبهشت ) سبب ريزش در شرفخانه ، خوي و قطور شد.بر دشت سلماس نصف روستاي  شكريازي نابود و چهار نفر كشته شد.اين پس لرزه همچنين روستاهاي گيوران ، ميرعمر، راويان و چاليان در جنوب قطور را كه پيشاپيش در اثر لرزة اصلي ويران شده بود تقريباً به كلي ويران و به ناحيه اي كه در اثر لرزة اصلي زيان شديدي نديده بود به سختي آسيب رساند. در اين زلزله اكثر آثار باستاني سلماس ، مساجد و بقاع قديمي ، منارة قرون وسطي يي مير خاتون ، پل هاي قديمي از بين رفت .

پس از استقرار آرامش در سلماس ، شهر جديدي در يك كيلومتري  ديلمقان   بر محل فعلي شهر سلماس با نقشة صحيح شهر سازي و مهندسي و بصورت شطرنجي مهندس اسداله خاور زمين احداث و به هر يك از اهالي شهر ويران شدة سلماس قطعه‌زمين مناسبي جهت خانه سازي و اسكان داده شد .از ويرانه هاي سلماس امروزه چيزي باقي نمانده است بجز پاية ديوارها ي مسجد آقا ( آقا مچيدي )و سنگهاي منشوري شكل ستونهاي مسجد كه جاي دارد محل اين آثار توسط ميراث فرهنگي حصار كشي شده و به عنوان يادگاري از زلزلة مشهور و ويرانگر 1930 م سلماس براي آيندگان جهت عبرت و برنامه ريزي اصولي جهت تلاش براي بسط دانش زلزله شناسي و مهندسي زلزله در منطقه‌ استفاده گردد. عكسهاي ضميمه نشان دهنده عمق فاجعه در سلماس در هفتاد و پنچ سال قبل مي باشد. اميد است اين تصاوير توجه ما را به زلزله بيشتر نمايد.

منبع

زلزله بزرگ و مخرب سال 1309 سلماس. توحيد ملك زاده ديلمقاني 1384 سلماس